در نظریههای کلاسیک امنیت، مردم یا «مخاطب» سیاستهای دفاعی هستند یا «سپری» در برابر تهدیدات، اما پیام نوروزی ۱۴۰۵ رهبر معظم انقلاب، این رابطه را از بنیاد دگرگون میکند. در این هندسه نوین، مردم نه مأمور به اطاعت از فرمان، که «متولی» اصلی معادله قدرت معرفی میشوند، کسانی که خط مقدم را خود تشخیص میدهند، سنگر را خود میسازند و سرنوشت را خود رقم میزنند.
۱. از فرمانپذیری تا کنشگری راهبردی: در پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب، یک جابهجایی هستیشناختی در تعریف «نقش مردم» رخ داده است. دیگر خبری از تقابل سنتی «حاکمیت فرمانده» و «مردم فرمانبر» نیست. در مقابل تصویری از «مردمی» ترسیم میشود که در سه جنگ متوالی در سال ۱۴۰۴، نه بر اساس دستور که بر اساس «تشخیص میدانی» وارد صحنه شدند. در جنگ خرداد هوشیاری خود مردم بود که دشمن را به ترک مخاصمه واداشت. در کودتای دی مردم بودند که بدون انتظار برای صدور بیانیه کودتا را در همان روزهای نخست سرکوب کردند و در جنگ اسفند آنان بودند که «خط دفاعی گسترده به وسعت کشور» و «سنگرهایی به تعداد میادین و محلات» کل کشور را پدید آوردند.
۲. مردم، نه مخاطب امنیت که فاعل امنیت تمدنیاند: رهبر معظم انقلاب در این پیام، با اشاره به تجربه همراهی با مردم و شنیدن بیواسطه سخنان آنان، یک تحول روششناختی را به نمایش میگذارند. این تصویر حاوی یک پیام بنیادین است: در جمهوری اسلامی ایران مردم منبع «اطلاعات» برای تصمیمگیری نیستند، آنان «شریک» راهبردی در تشخیص مسئله و طراحی مسیرند. این همان گذار از «مردم به مثابه مخاطب امنیت» به «مردم به مثابه فاعل امنیت تمدنی» است. در این نگاه، مساجد، هیئات، بسیج محلات و اصناف، دیگر «حلقههای میانی» صرف نیستند، بلکه «گرههای شبکه دفاع اجتماعی»اند که امنیت را از سطح نهادی به سطح زیسته و روزمره جامعه منتقل میکنند.
۳. سرمایه روانی و معرفتی، سلاح نامرئی، اما تعیینکننده: امام شهید و سیدالشهدای انقلاب اسلامی در آخرین روزهای حیات خود بر این نکته تأکید داشتند که مردم برای دفاع از انقلاب مبعوث شدهاند. حضور مردم در رفراندوم جمهوری اسلامی در ۱۲ فروردین ۵۸، اولین انبعاث خروشان ملی برای دفاع از اسلام و ایران بود. پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب این «بعثت مردمی» را در قالب یک «چارچوب معرفتی» بازتعریف میکند. وقتی مردم بدانند که «بازی در زمین آشوب، تکمیلکننده پازل دشمن است»، آنگاه خود به حافظان خط قرمز امنیت عمومی تبدیل میشوند. این همان سرمایه روانی و معرفتی است که دشمن در محاسبات خود نادیده گرفت. او گمان میکرد با شهادت رهبری، این سرمایه فرو میریزد، اما غافل از اینکه مردم ایران، این سرمایه را نه از نهادها که از «باور» خود گرفتهاند.
۴. وحدت در عین تنوع، معماری انسجامی نوین: نکته بدیع دیگر در این پیام تأکید صریح بر «تفاوت خاستگاههای مذهبی، فکری، فرهنگی و سیاسی» در عین وجود «وحدت عجیب» است. این گزاره، یک نظریه جدید از انسجام اجتماعی را عرضه میکند: انسجام نه به معنای یکدستسازی و حذف تفاوتها که به معنای هماهنگی در عین تکثر. این نگاه هم پاسخ به پروژه دشمن برای بزرگنمایی شکافها است و هم الگویی برای آینده حکمرانی که میتواند مشارکت حداکثری را با حفظ استقلال سلیقهها ممکن سازد.
۵. مردم، معمار اصلی مقاومت پیشرونده: در نهایت، آنچه پیام نوروزی را از بیانیههای مشابه متمایز میسازد، تأکید بر این است که مردم نه فقط در «دفاع» که در «پیشرفت» نیز نقش محوری دارند. شعار «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت و امنیت ملی» وقتی معنا مییابد که مردم را «سهامداران اصلی» هر سه ضلع این مثلث بدانیم. امنیت با حضور مردم در محلات بازتولید میشود، وحدت با اراده آنان استمرار مییابد و اقتصاد با مشارکت فعالشان رونق میگیرد. حضرت امام سید مجتبی حسینی خامنهای در اولین پیام نوروزی خود، مردم را از جایگاه «مأمور اجرای سیاست» به جایگاه «معمار راهبرد» ارتقا دادند. این همان تحولی است که دشمن از آن هراس دارد، چراکه با این الگو، حتی اگر رأس نظام هدف دشمن قرار بگیرد، «هندسه قدرت» فرو نمیپاشد. هندسهای که نه بر شانههای افراد، که بر ستونهای مستحکم «مردم» بنا شده است، همان مردمی که امروز، خود «متولی و ضامن» امنیت، وحدت و پیشرفتاند. سال ۱۴۰۵، سال تثبیت این معماری نوین خواهد بود، معماریای که در آن مردم نه در حاشیه که در مرکز ثقل قدرت قرار دارند.